|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ساعت 21:45 توسط م .ا .ظفرقندی
|
|
||
|
|
|
|
|
مردم روستای ظفرقند خود را از قبل ماه مبارک رمضان آماده روزه داری نموده و مایحتاج ماه را تا حد امکان تهیه و فعالیت های زندگی را نیز بشکلی برنامه ریزی می کنند که کار کمتری وجودداشته باشد روحانیون ظفرقند که همه از سادات جلیل القدر می باشند برنامه سخنرانی در شب های ماه مبارک رمضان با برنامه و حضور دائمی یک نفر از این روحانیون بر پا می باشد با توجه به اینکه در این روستا ساکن نیستند و از قم و تهران باید عزیمت نمایند و لی روند همه ساله در روستا بوده و از دیر باز نیز ادامه داشته است . در گذشته روحانیون وعالمانی در خود روستا ساکن بوده اند و این مهم با کیفیت بهتری انجام می گردیده است این روستا از گذشته دور طبق فرامین دین مبین اسلام در ماه مبارک رمضان ضمن برپایی فرائض دینی فردی در مجالس اجتماعی مختلفی نیز حضور می یافتند و این مجالس شامل: 1- مساجد در روز برای آموزش و خواندن قرآن و در شب برای مراسم افطار سخنرانی و عزاداری ائمه (ع) {بر حسب مناسبت } می باشد 2- مراسم خانگی عمومی که این مراسم بیشتر سخنرانی و مرثیه سرایی می باشد که بدلیل نذر ،مناسبت ، توصیه بزرگتر ها و یا درگذشت افرادی از خاندان انجام می شود و یا خاص خانمها با سخنرانی خانمی که توانایی گفتن احکام و آموزش قرآن را داشته باشد انجام می گیرد و بیشتر بصورت گردشی در بین خانمهایی که تمایل به تامین مکان را داشته باشند و در برخی از افراد تهیه افطاری و یا اقلامی از آن نیز به شرکت کنندگان داده می شود با توجه به شرایط کاری سخت روستا در اکثرفصول سال بخصوص بهار و تابستان که گرمای هوا سختی روزه داری را همراه کار طاقت فرسا دو چندان می کند مردم شریف و مومن ظفرقند همگی روزه دار هستند و بیاد ندارم و یا نشنیده ام که فردی در این روستا سستی کرده باشد و اما بعد از کارسنگین و گرمای هوا بپایان بردن روز و زمان افطار لحظه ای شیرین و دلنشین برای روزه دار ظفرقندی است که خوشحال از غالب شدن بر سختی و شکر گزار از توفیق یک روز عبادت و اطاعت خداوند سبحان با شادابی بسوی مسجد برای برپایی نماز جماعت می شتابند و وجود سادات روحانی در این روستا که نعمتی از نعمت های بی شائبه خدواند است و روشنی وجود این عزیزان را پر نور تر می نماید بعد از نماز جماعت مغرب و عشائ توسط خیرین که تمکن مالی دارند سفره افطار نیز در مسجد پهن و اکثر افراد نیز در این جمع شرکت می نمایند مگر کسانی که نیاز به رژیم غذایی خاص داشته باشند . لازم به ذکر است انگیزه افطاری دادن ماه مبارک رمضان در تمام فرزندان ظفرقندی وجود دارد ولی بدلیل حد کفایت رسیدن این امر خدا پسندانه که توسط بانی انجام می شود افراد توانمند دیگر لازم نمی بینند که اقدامی در این زمان انجام دهند .و سند اثبات آن در ماه محرم و دهه اول نشانگر این خیر خواهی و سعادمندی می باشد اکنون که بسیاری از جوانان بدنبال کار و امرار معاش و یا فعالیت های وسعیتر اجتماعی به تهران و شهرهای بزرگ و ... مهاجرت کرده اند در ماه مبارک رمضان نیز مواد غذایی لازم ماه مبارک رمضان را با توجه به توان مالی خود برای افراد کم درآمد و یا بصورت عمومی توزیع می نمایند نجوا خوانی در گذشته شب ها ماه مبارک رمضان روستای ظفرقند انجام می شد که بدلیل عدم وجود نجوا کنندگان و یا ناتوانی در سالخوردگی این نجوا در شب های و سحر های ماه مبارک رمضان شنیده نمی شود |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ساعت 16:56 توسط م .ا .ظفرقندی
|
|
||
|
|
|
|
|
مردم روستای ظفرقند در گذشته زندگی آرام و با لذتی داشتند و برای همه نیاز های روزمره خود اعضای خانواده تلاش می کردند و مواد اولیه و فرآورده محصولات کشاورزی و دامی بدست آمده را استفاده می کردند بندرت نیاز به تبادل کالا نیز وجود داشت و مایحتاج ایام عید نیز از اقلامی بود که خود در طول سال جمع آوری کرده بودند و این اقلام با توجه به سطح زندگی فرد که برابر آن سطح زندگی هم نیاز وجود داشت ، اندازه گیری می شد بعضی از این اقلام از گندم بود که با شادانه مخلوط شده و بو داده و نمک زده ، گندم شیرین شده ، بادام بو داده با پوست و بدون پوست ، خشکه زردآلو ، قیصی ، هلو ، آلبالو ، انجیر ، عناب ، کشمش ،سنجد، مغز بادام نخ شده و انار که آن را با دقت در زمان خودش از درخت چیده و درگودالی که در زمین حفر می کردند و در مابین علف ذرت خشک قرار داده و خاک بر روی آن می ریختند و یا در مابین گاه قرار داده تا سالم بماند و در سر سفره عید می آوردند پس از تحویل سال نو اول شروع به دیدار بزرگان خانواده کرده و سپس کوچکتر ها و بعد بزرگان محل که معمولا آنها هم به نسبت فامیل بودن و نزدیکی اولویت خاص خود را داشت و همچنین بازدید افراد ذیگر روستا . همدلی و خلوص و سادگی در رفت و آمد ها برای همه آرامش خاصی را بوجود می آورد که از اهم علل آن یکسان بودن نوع کسب و کار و میزان تلاش تقریبا مشابه برای عملکرد روزانه روستا بود پوشیدن البسه ای که از الیاف طبیعی خود روستا تهیه و با روش همسان ریسیده و بافته شده بود و یا کلاه نمدی و همچنین ساخت منزل و امکانات دیگر باعث عدم برتری خاص نسبت به یکدیگر می گردید. اطلاع از نوع زندگی کردن افراد برای همه روستا خود از دیگر عوامل راحتی برخورد های اجتماعی بحساب می امد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ساعت 22:14 توسط م .ا .ظفرقندی
|
|
||
|
|
|
|
|
در پایین ظفرقند فعلی و محلی که احتمالا شروع ساخت روستا بوده یک مسجد جامع با دو محوطه که یکی کوچک با قابلیت استفاده حدود چهل نفر و دیگری با گنجایش حدود دو برابر محوطه اصلی که هم حالت حیاط و هم مکمل کمبود جا برای نماز گزاران را دارا بوده ساخته شده است این مکان با پایه های سنگی تراشیده شده بزرگ که دو تای آن بر روی هم قرار گرفته اند و سقف را نگهداری می کرده اند با نمای جالب که در حال حاضر قسمتی از آن سالم است . این مسجد دارای زیر زمینی نیز می باشد که بدلیل نبود شرایط لازم برای تصویر برداری و بازدید اطلاعات بیشتری در دست نیست . باستناد مکان ساخت و نوع آن این اولین مسجد ظفرقند و از قدمت تاریخی برابر با خود روستا دارد زیرا آثار زیر زمین ها و قلعه نیز در همین محل میباشد البته ممکن است در طول زمان ها باسازی و مرمت شده باشد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 7:24 توسط م .ا .ظفرقندی
|
|
||
|
|
|
|
|
عده زیادی از مردان مومن ظفرقند عنوان موذن را داشتند و این مومنین ضمن وقت شناسی دراول زمان مغرب،صبح و ظهر اذان می گفتند که تعداد این افراد کم نبودند و در زمان اذان بر سر هر کوچه و در تمامی مسیر ها صدای اذان که بدون ریا و هیچ چشم داشتی خالصانه و غربتا الی ا... گفته می شد گوش جان را می نواخت و برابر رسوم این افراد به فرزندان خود توصیه اذان دادن را داشتند و معمول بود که فرزندان نیز بصورت موروثی این کار را انجام دهند. در وقت اذان همه افراد مکلف در حال وضو و یا در حال رفتن به مسجد بودند حال و هوای زمان قابل وصف نیست وگرنه هر غیر مسلمانی را همین بس که به اسلام دعوت کند. لازم به ذکر است در گذشته بنابر شنیده ها ، علائم دقیق وقت شناسی در اکثر مناطق مسلمان نشین وجود داشته که از آنجمله در مشهد مقدس {در حرم رضوی } نمونه ای از سنگ تراشیده شده با علائم مخصوصی بر روی آن وجود دارد و یا از طریق روزنه هایی که در ساختمان ها وجود داشته است و یا حیوانات خانگی ، مشاهدات عینی و تجزیه و تحلیل بر حسب اندوخته و تجارب خود این کار بدرستی انجام می شده است .
تعدادی دیگر از مومنین در سحرهای ماه مبارک رمضان سحر خوانی (نجوا ) می کردند برای تعیین اول ماه مبارک رمضان نیز وقت شناسی خوب این اهالی زبانزد بود زیرا دقیق وقت را تعیین و پایان ماه مبارک اگر هوا صاف بود تعیین میگردید که در چه زمانی محل نمایان شدن ماه اول است و تعدادی زیادی می دیدند و به هم نشان می داند حلول ماه را یا از روستاهای دیگر اطراف جویا شده و این بررسی ادامه داشت تا یکی از این روستاها یا شهرها که ماه را دیده بودند به هم خبر می دادند و آماده عید فطر می شدند و برای رفتن به مصلا ی عید فطر عده ای پا برهنه تا مصلا می رفتندادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 22:1 توسط م .ا .ظفرقندی
|
|
||
|
|
|
|
|
خاطرات کودکی در ظفرقند کودک همراه پدر بزرگ صبح زود از منزل خارج و به راه افتاد از کنار استخر پر از آب و زیبای روستا گذشت و پس از گذر از کوچه ها و باغ ها به دشت با صفای که نسیم صبحگاهی صورت را نوازش می کرد رسید و مسیر خاص خرمنگاه را ادامه داد تا به خرمنگاه ده وارد شد در همان زمان افراد دیگری که برای کوبیدن خرمن پدر بزرگ طبق قرار قبلی سحر به خرمنگاه برای باد دادن خرمن ( جدا کردن گندم از گاه ) آمده بودن در حال آخرین مرحله الک کردن و تمیز کردن گندم پدر بزرگ بودند همه اهل ده تقریبا آنجا بودند هرکس مشغول کار خود بود شور و نشاط و تلاش وعجله برای کار به چشم می خورد. پدر بزرگ بعد از اتمام کار خرمن کوب با نام خدا کپه گندم را صاف کرد و بالای آن با انگشت سبابه با آنکه سواد نداشت نوشت الله و بعد برای هریک از افرادی که کار کرده بودند چند پیمانه (که کاسه بزرگ مسی بود ) به آنها داد و بعد فردی که نگهبان خرمن ها بود( نگهبان خرمن ضمن مراقبت برای افراد خرمنگاه نیز آب خنک تهیه می کرد و در محل اتاقک خرمنگاه نگهداری می کرد تا هرکس لازم دارد استفاده نماید) را صدا زد و سهم او را نیز داد سپس برای فقرا هر کدام را به اسم در داخل ظرف های جدا پیمانه کرد بقیه خرمن را با کشیدن خط به سه قسمت کرد و با پیمانه پس از شمردن داخل ظرف هایی که از قبل آمده کرده بود ریخت کودک پرسید پدر بزرگ چرا خط کشیدی با پاسخی محکم و خشنود گفت : پسرم یک قسمت آن زکات است وامسال الحمدالله محصول خوبی داشته ایم . بعد از جدا کردن زکات سهمی نیز برای سادات محل و چوپان جدا کرد و درب گونی ها را دوخت و کف خرمن را جارو کرد و بعد در جای آن ایستاد و دو رکعت نماز شکر خواند . کودک سئوال کرد چرا نماز خواندی پدر بزرگ پاسخ داد : نماز شکر نعمت بود و همه اش عنایت خدا است . بعد اتمام کار اگر کسی سئوال می کرد که خرمن شما تمام شد ه یا نه در صورتی که تمام شده بود می گفتند بله -برکت بو - یعنی برکت خدا بود لازم به یاد آوری است : پس از سپردن خرمن به خرمن کوب (به زبان محلی چوم کش می گفتند ) آن را توسط اسب ،مادیان ،قاطر و الاغ و وسیله ای که که به آنها می بستند همانند یک صندلی بود که چرخهای آن دارای تیغه های آهنی بود و هنگام راه بردن در روی خرمن که به دور آن می گشتند باعث خرد شدن می شد و هنگام سحر وقتی که نسیم ملایم صبحگاهی می وزید با بالاریختن آن گاه را از دانه جدا می کردند خاطره کودکی در ظفرقند هنگام غروب آفتاب برای رفتن به خانه دایی کودک در کوچه ها در حال حرکت بود به هر فرد ی می رسید طبق توصیه پدر و مادر سلام می کرد او هیچ کس را بدرستی نمی شناخت و همه بزرگتر ها اگر مرد بودند پاسخ می دادند السلام علیکم دایی جان ، عمو جان و ... واگر زن بودند با پاسخ سلام عمه جان خاله جان و .. می گفتند کودک فکر می کرد مرسوم است و دلیل آن را نمی فهمید تا بعدها متوجه شد همه اینها از خاندان و نسب او هستند و نمی دانسته ! وقت شرعی مغرب شد و کمتر کسی رادیو داشت بر سر هرکوچه و گذری مردی از روستا شروع به اذان گفتن کرد و صدای اذان در سرتا سر محل ها بگوش می رسید و بر سر جوب وسط روستا مردم در حال وضو گرفتن و رفتن به مساجد بالا و پایین بودند اکثرا ذکر گویان بسمت مسجد می رفتند ایکاش عکسی از آن زمان ها می توانستم تهیه و منتشر کنم .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱ساعت 8:0 توسط م .ا .ظفرقندی
|
|
||
|
|
|
|
|
در فرهنگ روستای ظفرقند خصوصیات خاصی وجود دارد و عزت نفس و شخصیت والای این افراد وصف نشدنی و ستودنی است این رفتار در گذشته که زندگی و معیشت غالب افراد وابسته به دامداری و یا کشاورزی در این حاشیه کویر بوده و شرایط اقلیمی منطقه گرم و خشک توان افراد را برای تامین غذا می گرفته و همه امید به نزولات آسمانی داشته اند و هیچ پشتوانه یا امکان دریافت مساعدت برای خانواده که معمولا تعداد آنها زیاد بودند وجود نداشته است و ذخیره خانواده کفاف سال را در زمان خوب خود به زور می داده و در مواقع خشکسالی با غنات و تحمل سختی های زیادی همراه بوده و لی آنچه مهم است هیچگاه افراد بیچاره و فقیر نیز دست گدائی دراز نمی کردند و اکنون هم که الحمدالله شرایط زندگی بسیار بهتر از قبل است و کمتر کسی ممکن است نتواند در تغذیه خود و خانواده دچار مشکل باشد نیز این خصوصیات وجود دارد. در بهمن ماه امسال (1391) با پیر مردی که 2 دختر و یک پسر در خانه داردو 3 پسر او نیز در تهران مشغول کار هستند هم صحبت شدم و از چگونگی گذران زندگی وی بصورت خصوصی جویا شدم گفت : الحمدلله می گذرانم الان که خوب است یارانه که می گیرم سهام عدالت هم است قبل از این را هم گذرانده ام با این ها سر می کنم سوال کردم پسرهایت که در تهران هستند به شما کمک نمی کنند گفت هیچگاه من از آنها چیز ی نمی خواهم و نخواهم خواست اگر چیزی به من بدهند دستشان را رد نمی کنم . من خوب میدانم که این فرد هیچ درآمدی ندارد. و دیده و شننیده ام که حتی وقتی فرزندان به پدران و مادران خود معمولا برای جبران و رفع نیازهای آنها می گویند هر چیز لازم دارید بگویید می گویند همه چیز داریم . و متاسفانه فرزندان یا بی خبر ! و یا برای فرار از مسئولیت ؟! بدون بررسی نیاز می گویند گفتم به پدر و یا مادر و چیزی لازم نداشت و یا بعضی دیگر می گویند چرا من ! بقیه فرزندانش وظیفه دارند و گردن دیگری می اندا زند |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ساعت 21:33 توسط م .ا .ظفرقندی
|
|
||